جهت دریافت فایل های pdf مطالب با آدرس
dehaghany2003@yahoo.com مکاتبه کنید.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 18:23 توسط مجید زمانی دهاقانی
|
خلاصه کتاب جامعهشناسی نظری
اثر: دکتر حسین ابوالحسن تنهایی
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 18:19 توسط مجید زمانی دهاقانی
|
بین خودم و شخصیت مجید داستان های مجید همیشه احساس قرابت و نزدیکی می کردم. یکی از عناصر مشترک داستان مجید و زندگی من وجود مادربزرگی مهربان و دلسوز در هر دو است. مادربزرگ مادریم که من در خانه آن بزرگ شدم شخصیتی شبیه به بی بی داستان های مجید داشت. بسیار مهربان و مهربان بود. در سال ۸۹ این دنیا را وداع کرد و همیشه خاطره اش برای من زنده است. با شنیدن خبر درگذشت بی بی مجید بی اختیار یاد مادر بزرگم افتادم که در خانواده به «ننه جون مجید» معروف بود. یاد هر دوی آنها گرامی باد.
+
نوشته شده در شنبه پنجم فروردین 1391ساعت 22:32 توسط مجید زمانی دهاقانی
|
استاد سمندری دوتار نواز بزرگ کشور و از اساتید موسقی خراسان درگذشت.
به دلیل علاقه زیادی که به ساز دوتار داشتم سال ۸۰ در مسیر اردوی مشهد به همراه دوستانم به شهر تایباد رفتم و استاد سمندری را زیارت کردم. صدای دوتار و آوایش که میراث استاد حسین یگانه بود یادآور اسطوره های بزرگ سرزمین ایران بود.
معروفترین اثر او «سرو خرامان» است.
«یهودی منوهین»، ویولونیست مشهور بينالمللي دربارهي او گفته است: حاضرم تمام افتخاراتم را بدهم، اما در عوض بتوانم پنجههای این مرد روستایی را داشته باشم.
یادش گرامی باد
+
نوشته شده در شنبه پنجم فروردین 1391ساعت 22:25 توسط مجید زمانی دهاقانی
|
معرفی گزیده ای از کتاب های جامعه شناسی دین
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم فروردین 1391ساعت 7:25 توسط مجید زمانی دهاقانی
|
خلاصه کتاب مقاومت شکننده: تاریخ تحولات اجتماعی ایران از صفویه تا سالهای پس از انقلاب اسلامی
تألیف:جان فوران
ترجمه:احمد تدین
ناشر:رسا،تهران،چاپ اول،1377
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم فروردین 1391ساعت 7:18 توسط مجید زمانی دهاقانی
|
به ذهن کلاغان: زمستان گذشت
به قول پرستو: بهار آمده...
سال نو مبارک
+
نوشته شده در سه شنبه یکم فروردین 1391ساعت 19:58 توسط مجید زمانی دهاقانی
|
ریشههای اقتصادی دیکتاتوری و دموکراسی
نویسندگان:
دارون عجماغلو (Daron Acemoglu) و جیمز رابینسن (James A. Robinson)
مترجمان:
جعفر خیرخواهان، علی سرزعیم
ناشر: انتشارات کویر
تعداد صفحه: ۵۸۰
سال نشر: ۱۳۹۰
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه بیست و ششم اسفند 1390ساعت 15:24 توسط مجید زمانی دهاقانی
|
نوشته ی دکتر حسین دهشیار
دولت سازی بر بستر قالب های نئولیبرال
• تصویر کلی:
در صحنه روابط بینالملل، بیشتر کشورهای آفریقایی در مقایسه با کشورهای آسیایی و اروپایی نقش کم اهمیتتری در تأثیرگذاری بر شکلگیری سیاستها و روند حوادث داشتهاند. بدین سبب نگرش قدرتهای بزرگ در پنج دهه گذشته در خصوص ماهیت روابط با آنان مبنایی موقعیتی و شرطی داشته است. در طی قرن 17/19 ارتباط این قاره با جهان خارج از طریق صادرات برده بود از نیمهی قرن 19 تا پایان جنگ بر مبنای استعماری و چپاول منابع طبیعی این کشورها بوده است. به دنبال رقابت ایدئولوژیک آمریکا و شوروی با وجود اینکه این منطقه خارج از حوزه امنیتی آمریکا بود اما الزامات ایدئولوژیک و منابع ارزان قیمت آمریکا را متوجه آفریقا کرد که بعد از فروپاشی شوروی سیاست آمریکا بدون ملاحظات امنیتی و بیشتر در رابطه با بهرهبرداری از منابع طبیعی کشورهای این قاره شکل یافته. این نگرش اقتصادی به سبب ویژگی مختص این منطقه مثل وجود شبه دولتها یا دولتهای نورسته است که باعث افزایش واکنشهای گروههای معترض شد و برخلاف نظم حاکم خواهد بود. این واکنشهای خصمانه به جهت عدم وجود ساختارهای دموکراتیک در این جوامع، جنبهای خشونتبار و تخریبی خواهد داشت که سهم ساختارهای دموکراتیک حکومتی کشورهای آفریقایی و هم منافع آمریکا را متوجه خواهد بود.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه بیست و ششم اسفند 1390ساعت 15:6 توسط مجید زمانی دهاقانی
|
چکیده مطالب کتاب سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران
نوشته: دکتر محمود سریعالقلم
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390ساعت 17:9 توسط مجید زمانی دهاقانی
|
جلال منتظرم است
علي دهباشي
«دوشيزه مشكين شيرازي» لقبي بود كه بديعالزمان فروزانفر به دانشجوي خود سيمين دانشور داده بود. اين دوشيزه كه در سالهاي بعد همسر جلال آلاحمد شد و زندگي سرنوشت ديگري برايش رقم زد كه تا به ديروز ادامه يافت.
شايد كمتر زني در بين معاصران ما شرايط و ويژگيهاي سيمين دانشور را داشت. اينكه وي از نخستين زناني بود كه به درجه دكترا در ادبيات رسيد و بعد سالهاي سال به تدريس در دانشكده هنرهاي زيبا و ادبيات پرداخت. با اينكه تحصيلات آكادميك دانشگاهي كرد در عين حال به ادبيات معاصر نظر داشت تا آنجا كه از پيشگامان نهضت داستاننويسي جديد ايران بود.
به علت زندگي مشترك با آلاحمد در معرض بسياري از حوادث ادبي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي زمانه خود قرار گرفت و در بسياري از موارد و در مقاطع گوناگون در بطن آن حوادث بود.
هر چند اين زن و شوهر داراي دو روحيه متفاوت بودند (و اي بسا همين تفاوتها در زندگي آنها خلاقيت آورد) اما هر دو در گرانيگاه ادب معاصر ايران قرار داشتند. خانه جلال و سيمين از 1331 تا همين سالهاي اخير مركز آمدوشد و نشست و برخاست و گفتوگوي اهل قلم بود. از آيتالله طالقاني تا مريم فيروز، از خليل ملكي تا داريوش فروهر، از پرويز داريوش تا بهمن محصص و صدها و صدها شخصيت درجه اول ادب معاصر ايران. كمتر اهل قلم و متفكري را ميشناسيد كه در طي 50 سال اخير به خانه جلال و سيمين رفت و آمد نداشته باشد و خاطراتي با خود از اين ديدارها به يادگار بازگو نكند.
پس از آلاحمد خانم دانشور به تنهايي اين بار را به دوش كشيد و الحق كه در طي اين سالها ماوا و پناهگاه دردمندان اهل قلم بود و حضورش آرامش ميداد و كلامش اميد. روز قبل از درگذشتش به سوسن خانم كه طي يك دهه اخير از سوي بانو ويكتوريا دانشور به مراقبت از سيمين انتخاب شده بود گفته بود، بوي هجرت ميآيد. بايد بروم جلال منتظرم است.
اهميت «سيمين»
نويسنده و انساني مهربان
محمود دولتآبادي
خانم سيمين دانشور براي من از چندين جهت بسيار مهم بوده و هست. اول از اين بابت كه شخصيتي بود با خلق خوش و اخلاق نيكو، ديگر اينكه ايشان استاد درجه يك تاريخ هنر در دانشگاه تهران بود. هرگز نديده بودم كه در حواشي و جنجالهاي ادبي- هنري وارد شود و اين به اعتقاد من اهميت اين نويسنده/ مترجم را دوچندان ميكرد. ديگر اينكه سيمين دانشور در عرصه رماننويسي نويسنده بزرگ و مهمي است. او توانست ادبيات ايران را به سمت درست خود هدايت كند و من اين را از ايشان فراگرفتم. در زمينه خلقوخوي ايشان خاطرهاي به ياد دارم: سالها پيش كه داستاني با نام «در جنگل» نوشته آكوتا گاوا را با ترجمه ايشان خواندم، تصميم گرفتم داستان را كارگرداني كنم تا در تئاتر تجربي روي صحنه ببريم. تمرينها را كه شروع كرديم، از خانم دانشور دعوت كردم بيايند و تمرين نمايش را نگاه كنند. با فروتني و بزرگواري فوقالعادهاي آمد، در يك اتاق بيست متري نشست و تمرين را نگاه كرد، بعد هم با همان متانت هميشگي بچههاي تئاتر را مورد تشويق قرار داد و من را بسيار سر شوق آورد. پس از آن سالها ايشان را نديدم، يعني فرصت ديدار فراهم نشد اما همواره از او چهرهاي مهربان و نويسندهاي بزرگ و مهم را در خاطر دارم. خانم دانشور دانا و بيناي كارش بود. رمان مهم و تاثيرگذار «سووشون» به واقع در جامعه ادبي ما يك اتفاق بود. درست به همين ميزان كه «شوهر آهو خانم» عليمحمد افغاني و «همسايهها»ي احمد محمود اتفاق ادبيات ما بودند. اين سه كتاب كه اتفاقهاي ادبيات معاصر ما هستند هركدام هم از سوي جامعه و اهل كتاب ايران مورد استقبال قرار گرفتند. و جامعه چه خوب و زود اثري را كه براي خودشان است، شناختند. سيمين دانشور شخصيت مهمي است از بابت ادبيات داستاني ايران. دانشور هنگامي به خلق «سووشون» پرداخت كه فرهنگيزدههاي سطحي و دور از باطن ادبيات ايران و سنگباروهاي پشتوانه آن، درانداخته بودند كه دوره رماننويسي به سرآمده؛ چون در جامعه امروز دنيا فرصتهاي قرن نوزدهمي ديگر وجود ندارد و مردم وقت و حوصله خواندن رمان ندارند و داستان كوتاه، ژانر ادبي معاصر است (همانچه اين روزها به مينيماليسم رسيده است). بديهي است چنين بحثهايي در ادبيات غرب - اروپا و آمريكا - وجود داشت. اما آنها «قرن نوزدهم» خود را گذرانيده بودند و در قرن بيستم وارد ميدانهاي آسمانها شده بودند! در حاليكه ما ايرانيان در قياس هنوز وارد قرن هجدهم ميلادي هم نشده بوديم. به اين ترتيب، سيمين دانشور كه همسر شتابزدهتر (ين) نويسندگان دوره زندگياش بود، يعني همسر جلال آلاحمد (آن سيد بزرگوار و جوشي) دور از شتابهاي دوره، ژرفا و آرامش را پيشه كرد و غرق شد در بحر زيباي «سووشون»؛ و آن استقبال بجاي خوانندگان «سووشون» بحثهاي نامربوط را يكسره خنثا كرد و باعث شد ثقل واقعي ادبيات ايراني (چه در رمان، چه در داستان كوتاه) بار ديگر آهنگ اينزماني خود را به دست آورد. طرفه آنكه سيمين دانشور خود در دانشگاه تهران، تاريخ هنر و نظريه هنر تدريس ميكرد و اگر به چنان نتيجهاي رسيده بود در باب تبيين وضعيت ادبيدر ايران، از زبان او بايد ميخوانديم كه چه شده است؟ اما آدمهاي كمحوصله و سبكمايه به روند تدريجي ـ جهشي تاريخ و تبيين نظري آن هم توجه نداشتند. پس سيمين دانشور طرحي به واقع نو از ادبيات درافكند كه قوت قلب دوستداران ادبيات معاصر ايران را افزونتر كرد.
همزمان - با اندك تفاوت زماني - «شوهر آهوخانم» عليمحمد افغاني منتشر شد و سپس «همسايهها»ي احمد محمود، و ادبيات معاصر ما يكي از مسيرهاي اصلي خود را دور از آن غوغاها بازيافت. اين است كه سيمين دانشور براي ما اهميتي ممتاز مييابد.
من شخصا به عنوان يك هنرجوي ادبيات خود را مديون ايشان ميدانم. درگذشت سيمين دانشور را به همه ارباب هنر تسليت ميگويم گرچه باور دارم مرگ حق است.
بزرگ بانوي ادب و ادبيات
احمد مسجدجامعي
در سالهايي كه فرهنگ و هنر در دو حوزه، در دو قطب سياسي ميان شرق و غرب عالم تقسيم ميشد، رويكردي جز اردوگاههاي سوسياليسم و سرمايهداري نداشت. از سويي جريانهايي به دنبال هنر مدرن بودند و بعضا تا آنجا پيش ميرفتند و هيچ اصول، قاعده و معيار بومي و ملي را برنميتافتند.
در برابر اينها هنرمندان چپ قرار ميگرفتند كه نسبت و پيوند نزديكتري با خواستهاي عمومي مردم داشتند و با نگاه به تودهها از آثار هر گرايشي پشتيباني ميكردند بهويژه در محيطهاي دانشجويي،معركهآرايي آنها جذابيتهايي بيشتري داشت. در چنين شرايطي كم و بيش نگاههاي ديگري هم وجود داشت كه مشي آنها متفاوت بود و در سنتهاي شرقي و ايراني هم پايبند بودند و تماميت فرهنگ و هنر را در ادامه تفكر يونان و روم قديم يا آوردگاههاي مدرن و سوسياليستي جديد نميدانستند.
كوشش و جوشش آنها در عرصههاي موسيقي، معماري، شعر و... هرچند پايههاي استواري را گذاشت اما مورد پذيرش محافل گفته شده نبود.
سيمين دانشور از چهرههايي بود كه در اين عرصهها متفاوت مي انديشيد و عمل ميكرد و در آن شرايط به تدريس هنر و زيباييشناسي شرقي در دانشگاه تهران ميپرداخت.
او از جنسي «مد روز» نبود و متاع جاري را برنميتافت بلكه از افق و نگاه متفاوتي به فرهنگ و هنر ميپرداخت كه شايد نگاه نخست بحثي در اوهام بود و نسبتي با زيباييشناسي متداول برقرار نميكرد.
در آن سالها هنوز اين اقبال و استقبال به هنر و نگاه شرق در عالم پديدار نشده بود ولي او جداي از جريان سياست و متوليان رسمي فرهنگ و هنر به اين ساحت مينگريست.
نگاهي كه تا پايان زندگياش از آن فاصله نگرفت. او در عين آنكه در كنار يكي از بزرگمردان سياسي حوزه فرهنگ عاشقانه ميزيست اما در نحوه سلوك و زندگي فرهنگي سياست را مدار نظر و عمل خود نكرد و آنچه را به عنوان يك نويسنده ميديد و ميشنيد و از آن تاثير ميپذيرفت، هنرمندانه و زيبا بيان ميكرد. هيچ تلاشي براي اينكه نگرشي ويژه را بر اثر خود تحميل كند، نداشت. از اينرو آثار او فارغ از سياستزدگي، روزمرگي و مدزدگي است و از جنس جريان اصيل و زنده فرهنگ و هنر است و از همينرو ماندگار است. بوي عطر دلاويز داستان سووشون حتي براي كسي كه سه دهه قبل آن را خوانده تازه است و يادآور ريشههاست. يادآور شيراز است. همان شيراز حافظ. همان نگاه سعدي اما نه در قرن هشتم و نه در زبان غزل بلكه در قرن چهاردهم و به زبان رمان. راز ماندگاري دانشور در همين نگاهي است كه ريشه در فرهنگ ايراني دارد. هرچند از همه ظرفيتها و همه دستاوردهاي جديد نيز بهره ميگيرد.
او تنها چهرهاي است كه در حوزه ادبيات داستاني امروز، همگان بر اين نحوه بيان و نگاه او اتفاقنظر دارند، آنچنان كه در 10 شب بهيادماندني نشستهاي انستيتو گوته بهعنوان بزرگبانوي جريانهاي ادبي معاصر او آغازگر بود. آغازي كه پاياني بر آن متصور نيست. يادش گرامي باد.
دانشور، نويسندهاي پيشرو
جواد مجابي
سوگوار فقدان نويسنده بزرگ ايران «سيمين دانشور» هستيم. آفرينشگري بزرگ، استاد هنر و زيباييشناسي و منتقد هنرهاي تجسمي كه بسياري از قلمپردازان پرورده آموزههاي او هستند. خانم دانشور نويسندهاي مستقل بود با اينكه همسر «آلاحمد» و كنار او بود اما روش هنري جداگانه و منش ويژه خود را داشت. اينكه در زمان زندگي نويسندگان، آثار آنها با انواع محدوديتها روبهرو ميشود و پس از مرگ اين و آن متولي مرده و آثارش ميشوند اندوهوار اما گذرا و بياثر است. آفرينشگران در هرجا به مردم و تاريخ خود تعلق دارند و بس.
خانم دانشور وابسته جريانات سياسي و عقيدتي رايج نبود و فرديت روشنفكرانه خود را چون نويسندهاي آگاه و منفرد در خدمت مردمگرايي و ايراندوستي نمايان كرد.مردم ايران همواره او را چون نويسندهاي خلاق و پيشرو به ياد خواهند داشت كه با حفظ گوهر فرهنگي اين مرز و بوم يكي از پيشتازان رمان ايراني شناخته شده در جهان معاصر بوده است.
دريغا آن بزرگ زن
پوران فرخزاد
به راستي كه چه سال بدي را گذرانديم. به ماتمها كه نه، بل به ادبيات ما كه يك واحد زنده و پويا در راسته ماناييست چه گذشت؟ بعد از ابراهيم يونسي آن خوشقلم خوشانديش كرد و پرويز رجبي فرهنگپرور كه از زندهكنندگان آيينهاي باستاني ايران بود و... سرانجام در آخرين روزهاي سال نوبت به سيمين دانشور نازنين رسيد. آن بزرگ زن كه نه، آن بزرگ بانوي قلم به دست با آثاري سحرآميز. آن مادر انديشمند داستاننويسان معاصر با اثر ماندگارش «سووشون» كه نامش در كارنامه داستاننويسي امروز بهويژه زنان جايي بلند دارد و بر تارك نشسته است. پس از سالها تلاش با مرگ در عزلتي غمناك سرانجام ديده از زندگي فرو بست و رفت تا در زايشي دوباره به جاودانگي بپيوندد.
اگرچه سفر بيبازگشت او از پهنه خشك و افسرده زندگي امروز بر تنهايي دردمندانه همه ما به ويژه ادبياتچيها سخت ميافزايد اما خوشا كه در تجربهاي تازه از مرگ به ما هشدار ميدهد تا قدر آفرينشگراني همچون او را بيشتر بدانيم و بهجاي دريغاگوييهاي متداول پس از مرگ، پاس آنان را در زندگي بيشتر بدانيم و از آنچه كه هستيم – يا مينماييم كه هستيم- به راستي قدرشناستر و همراهتر باشيم. و در پايان اگرچه همه ما بنابر عادت تسليتگوي مرگ هستيم اما در نگاه من مرگ جسماني آناني همچون سيمينبانو كه با افشره روح و جان خود آثار سترگي بسان «سووشون» را به جا ميگذارند بايد مباركباد گفت كه مرگ آنان ورود در تاريخ ثبت هميشگي و رسيدن به ماندگاري است.
ذات ادبيات در آثار سيمين
محمدعلي سپانلو
سيمين دانشور بدونشك نويسنده نخستين رمان كامل در ژانر رمان فارسي است. نويسنده نخستين رماني كه با تصور و انتظار ما از «رمان» منطبق بود، چراكه سووشون هم متكي بر تاريخ ايران است و هم از محدوده اين تاريخ فراتر رفته، ابعادي جهاني پيدا كرده است. دانشور در رمان سووشون، نوعي از انسان ايراني را مطرح كرده كه علاوه بر ايراني بودن، جهاني است. همانند فاكنر كه آثارش در عين بومي بودن، جهاني نيز هست. به اين دلايل و از اين منظر سووشون اولين رمان كامل ايراني است و ايرادها و ضعفهاي رمانهاي ايراني پيش از خود را ندارد. اما جداي از اين، آنچه در آثار سيمين دانشور ارزشمند است شفقت او به انسان است. در آثار دانشور آدم سياه وجود ندارد كه من اين را نه نقطه ضعف كه نقطه قوت آثار او ميدانم. چنانچه در آثار همينگوي نيز شخصيت سياه وجود ندارد و اين ويژگي بسياري از رمانهايي است كه خصلتي جهاني دارند، چراكه رمان را براي خواننده باورپذيرتر ميكنند. از اينرو «سووشون» نزد مخاطبانش نيز توفيق بسياري يافته است. در سووشون بينايي و شنوايي نويسنده، او را به اكتشاف انگيزههاي درون در رابطه با عمل برون، در سطح اجتماعي و تاريخي اثر، رهنمون شده.
اهميت سووشون همچنين در اين است كه انتشارش نويسندگان ديگر را نيز به نوشتن رمان تشويق كرد و بر آن جنبش رماننويسي كه بعدها به وجود آمد بيشترين تاثير را داشت و توانست رماننويسي را در ايران فراگير كند. در حالي كه به عنوان مثال، «سنگ صبور» صادق چوبك كه در همان سا لها منتشر شد نتوانست به اندازه سووشون فراگير و تاثيرگذار باشد. به طور كلي ميتوان گفت كه در دهه 40 جريانهايي در هنر و ادبيات ايران به وجود آمد و تكثير شد، كه توانست بر جريانهاي پس از خود تاثير بگذارد. از اين نظر سووشون يكي از مهمترين و برجستهترين اتفاقهاي ادبي دهه 40 است. دانشور علاوه بر رمان، در زمينه داستان كوتاه نيز نويسنده توانايي بود. انتشار «شهري چون بهشت» او در دوراني كه داستان كوتاهنويسي در ايران، هنوز قدمت چنداني نداشت، اتفاق مهمي بود. بدون شك علاوه بر كلاسهاي داستاننويسي كه دانشور در آمريكا در آنها شركت كرد، آگاهي او به ادبيات قديم ايران و احاطهاش بر فولكلور منطقه خودش در كنار تئوريهاي زيباييشناختي مغربزمين تركيبي از شايستگيها را در او به وجود آورد، گرچه شايستگي اصلي در خود او وجود داشت كه توانست به چنين تركيبي دست يابد. به گمان من، هرچه آلاحمد اصرار داشت كه رمانهايش نظريهدار باشند و از يك نظريه سياسي- اجتماعي پيروي كنند، آثار دانشور بر عكس به ذات ادبيات نزديكتر است، گرچه داستانهاي او هم از امر اجتماعي- سياسي خالي نيست، اما در كار دانشور اثري از اجبار يا فرمايش بيروني نيست. درگذشت سيمين دانشور بدون شك ضايعهاي براي تمامي اهالي ادبيات است.
خبرها
سيدعلي صالحي
نرسيده به نيمه شب، تلفنهاي پياپي، پيامكهاي بيوقفه و تا اواسط بامداد جمعه... همينطور، تا باز امروز و همين هنوز، خالق سووشون درگذشت! و همين چند رسانهاي كه هست و رغبتي و قلمي و قصهاي كه سر دراز دارد. امروز حوالي ظهر جمعه، نوزدهم اسفند 1390 خورشيدي است. جمعيت ايران، ميگويند 80 ميليون نفر است. تيراژ بسياري از رمانها و مجموعه داستانها حدود هزار نسخه! اين اشاره... چه ربطي به خبر درگذشت سيمين دانشور دارد؟!
آن روز، پيش از ظهر، دانشكده هنرهاي دراماتيك، مهر 1358 خورشيدي. (ميگفتند جمعيت ايران حدود 35ميليون نفر است. بحث بر سر تيراژ آثار اهل قلم بود. دانشجويي از استاد پرسيد: «پرفروشترين رمان فارسي...!؟» محسن يلفاني مدرس و استاد ما بود. گفت: «صالحي به اين سوال جواب ميدهد.» گفتم: «تا اين آخرين يعني تازهترين چاپ كه تمام هم شده در بازار كتاب، يك ميليون نسخه فروش رفته است. اين رقمي دقيق و حيرتآور است. يك رمان، يك ميليون نسخه: «سووشون» سيمين دانشور!» چه سكوتي بر كلاس خيمه زد.
همه ميميرند و اين زن بزرگ نيز با عزت تمام زيست و درست زيست و بخشنده و بيبديل. اما يك سرزمين، يك ملت، يك رمان و يك پرسش: حالا 37ميليون بگو، اما يك ميليون نسخه! چه رخ داده به اين سالهاي مديد!؟ 80 ميليون نفوس و كو اهل كتاب!؟ اين به انزوا مردن تاليف است نه مرگ مولف. هر وقت – اما اندك – به زيارت اين زن ميرفتم، از حكايت نظارتهاي سخت بر قلم گلايه داشت. حالا براي جلال آلاحمد چه خبرها خواهد برد! يادش گرامي باد!
منبع: روزنامه شرق شنبه ۲۰/۱۲/۹۰
+
نوشته شده در شنبه بیستم اسفند 1390ساعت 7:46 توسط مجید زمانی دهاقانی
|
خبر کوتاه اما تاثر انگیز بود.
خبر درگذشت بانوی داستان نویس ایرانی و آفریننده «سووشون» همراه جلال آل احمد روز پنجشنبه ۱۸/۱۲/۹۰ منتشر شد
یادش گرامی باد
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت 9:25 توسط مجید زمانی دهاقانی
|
چکیده مطالب کتاب ایران بین دو انقلاب
نوشته یرواند آبراهامیان
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم اسفند 1390ساعت 18:30 توسط مجید زمانی دهاقانی
|
چکیده مطالب کتاب دیباچه ای بر جامعه شناسی سیاسی ایران (معاصر)
نوشتهی: دکتر حسین بشیریه
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه سوم اسفند 1390ساعت 18:24 توسط مجید زمانی دهاقانی
|
گفتگوی بابک حقیقی راد و دکتر ابراهیم توفیق در روزنامه ی کارگزاران چاپ شده است. با توجه به توقیف این روزنامه و در دسترس نبودن نسخه ای از این گفتگو، این گفتگو را بازنشر داده است.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم بهمن 1390ساعت 23:2 توسط مجید زمانی دهاقانی
|
عنوان مقاله: بحران علوم اجتماعي و گفتمان پسااستعماری
نویسنده: ابراهیم توفیق
چکيده
هدف از اين نوشتار تبيين و تحليل بحران علوم اجتماعي در ايران و پرسش از اين مسئله است که آيا نظريه پسااستعماري ميتواند، اگر نه در رفع، دست كم در طرح پروبلماتيک آن ياريرسان باشد. بحران علوم اجتماعي از جنس شناختشناسانه است و در غلبه بيچون و چراي پارادايم مدرنيزاسيون تجلي مييابد. تداوم و غلبه اين پارادايم بر علوم اجتماعي در شرايط تکوين و تطور آن به مثابه زائدهاي از صورتبنديهاي گفتماني حاکم در دوران معاصر (گفتمان مشروطه و گفتمان ديني) پيجويي ميشود. اين صورتبنديهاي گفتماني ناظر بر فرآيندهاي دولت و ملتسازي، حاصل درونيسازي يا وارونهسازي گفتمان شرقشناسي هستند و نظام دانش اجتماعياي را امکانپذير ميسازند که تاريخهاي متکثر تجربه مدرنيته ما را در دستگاه مفهومي دو بُني خود به رويارويي سنت و تجدد فروميکاهد و بدينگونه دريافت و فهمناپذير ميکند.
مفاهيم کليدي: جامعة دوران گذار، گفتمان مشروطه، گفتمان ديني، پسااستعماری
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم بهمن 1390ساعت 22:57 توسط مجید زمانی دهاقانی
|
خلاصه کتاب درآمدی بر مکاتب و نظریه های جامعه شناسی
نوشته: دکتر حسین ابوالحسن تنهایی
فصل اول: فرایند ساخت نظریه و تخیل جامعه شناسی
فصل دوم: دسته بندی مکاتب
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه بیست و دوم بهمن 1390ساعت 16:34 توسط مجید زمانی دهاقانی
|
مطلبی از استاد گرامیم دکتر شاپور بهیان
همیشه خواندن مطالبی که نویسندگان در باره وحشت های نوشتن و شیوه غلبه برآن نوشته اند برایم جذابیت داشته است . شاید به این دلیل که باز به همان وحشت ها تسلیم شوم!مثل آدمی که درباره راه های ترک سیگار دست به بررسی دامنه داری می زند و در این فاصله هم هیچ از کشیدن فروگذارنمی کند.یا مثل آدم داستان "وجدان زنو "مرتب با خود عهد می کند و بردر ودیوار می نویسد که این آخرین سیگار است و به همین خاطر هم آخرین سیگارش بیشتر از همه سیگارها بهش می چسبد و هیچوقت از کشیدن آخرین سیگارش دست برنمی دارد؛ یا مثل آدمی که تمام دستگاه های کاهش وزن را می خرد و دور برخود جمع می کند اما دم به دم هم به وزنش اضافه می شود؛ خب این روش ها تاثیر دارند. تاثیر در جهت اینکه همیشه یک راهی هست که کمکم خواهد کرد بالاخره سیگار را ترک کنم؛ بالاخره وزن کم کنم، بالاخره دست به نوشتن بزنم؛ بالاخره چون همیشه راهی هست پس چرا حالا دردسر به خودم بدهم.شاید برای همین هم کتاب کرستوفر ایشروود به نام "ایشروود درباره نوشتن" نظرم را جلب کرد. از ایشروود کتابی به فارسی در آمده به نام "خداحافظ برلین" که هنوز در کتابفروشی های اصفهان ندیده امش. به هر حال آن کتاب قبلی مجموعه ای است از یکرشته سخنرانی ها در باره نوشتن که ایشروود در آمریکا ارائه کرده است.ایشروود گویا تمایلاتی هم به آیین هندو دارد. در یک جا می گوید اثر یک نویسنده باید مسرت بحش یا سرور انگیز باشد. و از نوشته های آیین هندو نقل می کند که " خلقت با سرور شروع شد. با سرور حفظ شد. با سرور هم منحل می شود." از راماکریشنا نقل می کند که هرروز دوبار از کلبه اش بیرون می آمد و در برابر دریاچه روبروی کلبه اش می نشست و دست هایش را برهم می کوبید و می گفت:" عالی. آفرین". انگار در برابر نمایشی نشسته باشد.اثرباید مایه شادی و سرور باشد. این را هم دلوز بعدها می گوید و دیدم که ایشروود از فرانسیس بیکن نقاش ایرلندی یاد می کند که از دوستان او بود و اینکه او یعنی بیکن هنگام آفرینش می کوشد به عصب اثر دست پیدا کند و بعدها دلوز کتابی در باره فرانسیس بیکن می نویسد به نام"منطق حس".در یکی از همین سخنرانی هایش ایشروود به موضوع نوشتن و موضوع وحشت های نویسنده می پردازد و دو راه مطرح می کند ؛ یکی این است که وقتی می نویسم وانمود کنیم نمی نویسیم. همین طوری بدون مقدمه شروع به نوشتن کرده ایم. حالا مثلا نوشتن مان نیامد یا نگرفت(البته این جمله از من است)خب دچار آن افسردگی نابودکننده نخواهم شد. دو مورد مثال می زند. یکی برناردشاو است و دیگری برتولت برشت. اینها هنگام نوشتن سرپا می نوشتند. یک شیوه دیگر هم این است که شما به جای نوشتن داستان را به کسی دیگر دیکته کنید. یعنی به صورت گفتگویی بین خودتان و منشی تان. که خب این راه بیشتر به کار نویسندگان وضع توپ می خورد که می توانند منشی هم استخدام کنند. هنری جیمز این جوری می نوشت اما نمی دانم وضع مالی اش هم خوب بوده یا نه.
منبع: http://shabehyan.blogfa.com/
+
نوشته شده در پنجشنبه بیستم بهمن 1390ساعت 22:17 توسط مجید زمانی دهاقانی
|
مقاله ای پیرامون دموکراسی و جنبش های اجتماعی
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 22:53 توسط مجید زمانی دهاقانی
|
خلاصه مباحث کلاس درس جامعه شناسی دموکراسی و استبداد
ترم اول 90-91
مدرس: جناب آقای دکتر امیر نیک پی
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 22:49 توسط مجید زمانی دهاقانی
|
متنی خودنوشته برای کلاس جامعه شناسی دموکراسی و استبداد
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه هفدهم دی 1390ساعت 14:55 توسط مجید زمانی دهاقانی
|
پروژه درس جامعه شناسی دموکراسی و استبداد
+
نوشته شده در پنجشنبه سوم آذر 1390ساعت 21:35 توسط مجید زمانی دهاقانی
|
خلاصه کتاب نظریه جامعهشناسی در دوران معاصر
تالیف جورج ریتزر
ترجمه محسن ثلاثی
فصل سوم
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم تیر 1390ساعت 11:11 توسط مجید زمانی دهاقانی
|
خلاصه کتاب نظریه جامعهشناسی در دوران معاصر
تالیف جورج ریتزر
ترجمه محسن ثلاثی
فصل دوم
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم تیر 1390ساعت 11:8 توسط مجید زمانی دهاقانی
|
خلاصه کتاب نظریه جامعهشناسی در دوران معاصر
تالیف جورج ریتزر
ترجمه محسن ثلاثی
فصل یکم
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم تیر 1390ساعت 11:4 توسط مجید زمانی دهاقانی
|
خلاصه کتاب
جامعهشناسی سازمانها و توانسازمانی
نوشته: دکتر محمد رسول گلشن فومنی
قسمت دوم
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم تیر 1390ساعت 23:37 توسط مجید زمانی دهاقانی
|
خلاصه کتاب جامعهشناسی کار و شغل
نوشته: دکتر غلامعباس توسلی
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم تیر 1390ساعت 23:32 توسط مجید زمانی دهاقانی
|
خلاصه کتاب
جامعهشناسی سازمانها و توانسازمانی
نوشته: دکتر محمد رسول گلشن فومنی
قسمت اول
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390ساعت 21:29 توسط مجید زمانی دهاقانی
|
خلاصه کتاب نظریه اجتماعی مدرن: از پارسونز تا هابرماس
نوشته: یان کرایب
ترجمه: عباس مخبر
بخش اول
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم اسفند 1388ساعت 8:53 توسط مجید زمانی دهاقانی
|
این مقاله را برای درس اندیشههای اجتماعی متفکرین اسلامی ارائه دادم
چکیده :
احمد فردید منتقد روح زمانه خود بود و با نقد امروز، از «پریروز و پسفردا» سخن گفت. حسرت گذشته از دسترفته را داشت و بازگشت به آن روح از دست رفته را راه نجات آیندگان میخواند. از پای مباحث فردید انسانهایی برخواستند که هر یک راهی رفتند، که تأثیر این راهها هنوز بر چهره اندیشهورزی جامعه ایران مانده است. «رضا داوری» که با انحصارطلبی خاص خود موجبات حذف جریان فکری پوپری را از دانشگاه تهران فراهم نمود، آل احمد که با اقتباس واژه «غرب زدگی» و بسط ایدئولوژیک آن سالهاست فضای غبارآلود بر عرصه فکری ایران آورده است، احسان نراقی محافظهکار و حامی سلطنت، داریوش شایگان که سودای بازگشت ایران باستان را دارد و ... همه و همه حاصل تفکر فردیدی را در چپ و راست به نمایش گذاشتند و همه یک وجه مشترک داشتند و آن مخالف با غرب است.
در این مقاله ضمن بررسی زندگی و سیر تفکرات سید احمد فردید به مبحث «غرب زدگی» که مهمترین مفهوم اجتماعی اندیشه فردید است پرداخته شده است. در این مقاله از نظرات موافقان و منتقدان فردید بهرهبرداری شده و در پایان ضمن اشاره به جریان ادامه دهنده اندیشه فردید در نتیجهگیری به عوارض تفکر فردیدی شامل «سیر باطنی و عملگریزی»، «توجیهگری»، «دوری از واقعیت»، «دگماتیسم و غرور کاذب»، «ماندن در کلیات»، «سرخوردگی و گوشهنشینی»، «داشتن نگاه ماکیاولیستی»، «داشتن آرامش کاذب و بیخیالی» و «بستن دست عقل و گشودن راه خرافه» پرداخته شده است.
کلمات کلیدی: احمد فردید – غرب زدگی – طاغوت – غرب – فلسفه – هایدگر.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم دی 1388ساعت 21:6 توسط مجید زمانی دهاقانی
|